بسمه تعالي
موضوع : عدم تساوي حقوق زوجين در ارث
نويسنده: حسام حسن نتاج _ كارشناس ارشد حقوق _ وكيل دادگستري
اصلاح برخي از مواد قانون مدني به خصوص در مبحث خانواده و مسائل مربوط به زن يكي از دغدغههاي مسئولين قانونگذاري پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران بوده است و تاكنون نيز از جمله در باب مهريه، طلاق ، حضانت، قيوميت، و ازدواج اصلاحاتي صورت گرفته است. مبحث ارث يكي از مهمترين و غني ترين مباحث قانون مدني است كه به لحاظ انطباق آن با احكام قرآني وفقهي مصون از اصلاح قرار گرفته است. بحث حاضر صرفاً در مورد ميراث زوجه مي باشد. ارث زوجه در قانون مدني به شرح ذيل مورد بحث قرار گرفته است:
الف) ميزان ارث زوجه ب) ارث زوجه در صورتي كه وارث منحصر شوهر باشد. ج) اموالي كه زوجه از آن ارث نمي برد.
الف) ميزان ارث زوجه : ارث سنتي بوده كه از قديمي ترين دوران بشري وجود داشته و در طول تاريخ دچار تغيير و تبديل و تكامل گرديده است . ارث زن نيز از اين قاعده مستثني نبوده است در نزد روميهاي باستان، زنان (دختر ، همسر، مادر) به هيچ وجه حق ارث نداشته و در يونان ارث را فقط پسر بزرگتر مي برد و زنان و خردسالان بطوركلي حق ارث نداشتند. در كشورهاي هند، مصر و چين نيز زنان از ميراث محروم بودند، در ميان ايرانيان قديم كه نكاح با محارم و تعدد همسر و فرزند خواندگي رواج داشت، محبوبترين همسر به شرط كبير بودن و دختران ازدواج نكرده و پسر و پسر خواندگان ارث مي بردند. اما عرب، زن را مطلقاَ از ارث محروم مي نمود و پسر ارشد فقط ارث مي برد. در چنين هنگامي كه سنن و مقررات متفاوتي در جهان حكم فرما بود آيات ارث نازل شد. در قران كريم ( آيه 12 سوره نساء ) ميزان سهم الارث زن تعيين گرديده است. ميراث ارث زوجه درصورت عدم وجود اولاد براي متوفي يك چهارم و در صورت فرض اولاد براي شوهر يك هشتم است كه همين حكم قرآن در ماه 913 ق.م مورد پيش بيني قرار گرفته است . چون مبناي ميزان ارث زن از ماترك شوهر بر اساس حكم قرآن مي باشد، امكان تغيير آن در نظامات حقوق اسلامي وجود ندارد و مذاهب حقوق مختلف اسلام در آن اتفاق نظر دارند اما چنانچه بخواهيم در مورد كم بودن ارث زن، او را مورد حمايت قراردهيم و در جهت رفع نيازمندي آنان پس از فوت شوهر و جلوگيري از مفسده هاي احتمالي در اثر فقر مالي زنان كه يكي از عوامل انحراف اخلاقي است، اقدامي انجام دهيم مي توان به راه حلهاي فرعي توسل جست تا زوجه پس از فوت شوهر علاوه بر مصيبت از دست دادن شوهر گرفتار مصيبت مالي نشود ونيازهاي مادي خود را بتواند مرتفع نمايد .
اجرت المثل
يكي از آن راه حل ها مي تواند موضوع پرداخت اجرت المثل زوجه باشد . يعني به زن اجازه داده شود پس از فوت شوهر ، همانطوري كه مهريه را از ماترك شوهر وصول مي كند، اجرت المثل سنوات زندگي مشترك را نيز از اموال ماترك شوهر مورد مطالبه قراردهد .
وصيت مفروض
راه حل ديگر وصيت مفروض است كه استاد كاتوزيان به ميزان راه حل فرعي براي جبران فرض زن ياد مي نمايد با اين توضيح كه (( قانون گذار مي تواند اعلام كند، در صورتي كه زن همراه طبقه دوم يا سوم وارثان فرض مي برد چنين فرض شود كه شوهر ثلث اموال خود را به سود زن وصيت كرده، مگر آنكه خلاف آن از وصيت نامه يا ساير مدارك و اسناد استنباط شود .
نفقه عده وفات
راه حل ديگر پرداخت نفقه به زن در ايام عده وفات است . قانون وقتي زن را مكلف به نگه داشتن عده وفات و ممنوعيت از ازدواج به مدت 4 ماه و ده روز مي نمايد بايد حقوقي هم براي آن در نظر بگيرد وپرداخت نفقه و تأمين مسكن براي زن در مدت ايام عده مي تواند از مشكلات اوليه زوجهي همسر از دست داده تا حدودي بكاهد .
ب ) ارث زوجه وقتيكه وارث منحصر شوهر باشد : با توجه به حكم مواد 905 و949 ق.م در صورتيكه زن فوت نمايد و به غير از شوهر هيچ وارثي نداشته باشد تمام تركه زن متوفات به شوهر ميرسد، ليكن وقتي شوهر فوت نمايد و به غير از زوجه هيچ وارثي نداشته باشد، يك چهارم اموال به زن مي رسد و بقيه اموال شوهر متوفي در حكم اموال اشخاص بلا وارث و به خزانه دولت تعلق مي گيرد. اين تبعيض در نحوه ارث بردن زن و شوهر توجيه ناپذير مي باشد. به خصوص وقتي كه ماترك اندكي باشد و زن هيچ منبع درآمد ديگري هم نداشته باشد. حكم قانون مدني كه در بالا اشاره گرديد بر پايه نظر مشهود فقها و استنباط آنان مي باشد كه با توجه به تغيير نوع ساختار اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي اين روزگار قابل تأمل مي باشد. درباره محروميت زن از باقيمانده ماترك كه در بالا اشاره شد در فقه اماميه چند نظر ابراز شده است : 1- نظر مشهور اين است كه در صورت انحصار وارث به همسر، زوج تمامي ماترك زوجه را به ارث مي برد. ولي زوجه فقط يك چهارم ( سهم الارث قانوني ) خود را مي برد و بقيه از آن امام است. لازم به ذكر است كه قانون مدني از اين نظريه پيروي دارد و به صورت مدون در مواد 905 و 949 آن را موردتبعيت قرار داده است. 2- روايت اين بصير از امام صادق ( ع ) مبني بر اينكه در صورت منحصر بودن زن به عنوان وارث شوهر، بدون شرط، كل تركه به زوجه داده مي شود. 3- شيخ مفيد معتقد است وقتي كه براي ازواج وارث ديگري نباشد باقي تركه به همان زوج يا زوجه داده مي شود . 4- شهيد ثاني در مسالك و شيخ صدوق و شيخ طوسي در استبصار و شهيد اول در لمعه و علامه حلي در تحرير معتقدند كه در زمان غيبت امام عصر ،كل تركه به زن داده مي شود (درصورتيكه زن وارث منحصر شوهر باشد ). نظرات دوم وسوم از فتاوي معتبر است و پذيرفتن آن به صورت قانون مخالف شرع نمي باشد و اصولاً به نظر نمي رسد پذيرفتن هر يك از نظرات فقها مخالفتي با شرع محسوب گردد و اصولاً اگر در موردي اجماع فقها نباشد و در آن اختلاف نظر و اختلاف استنباط باشد مي توان به هر يك ازنظرات رجوع كرد و هيچ قاعده اي قانونگذار را مكلف به پذيرش و پيروي از نظر مشهور نميكند. اصل 167 ق.ا به اين مهم پرداخته و »فتاوي معتبر» در اصل مذكور مورد توجه قرارگرفته و به قاضي اجازه داده شده است در صورت سكوت قانون ، حكم موضوع دعوي را در فتاوي معتبر جستجو و بر اساس آن رأي صادر نمايد. بنابراين چنانچه مجلس شوراي اسلامي بخواهد با در نظرگرفتن مصالح جامعه و به خصوص مصالح بانوان و براي ارزش نهادن به كرامت و عزت زن و در جهت حمايت از اين قشر آسيب پذير در لغو قوانين حقارت بار و تبعيض آميز و تصويب قوانين منصفانه در اين موارد و موارد مشابه از نظرات و فتاوي معتبر در امر قانونگذاري استفاده نمايد به نظر نمي رسد قانون خلاف شرعي تصويب شده باشد . شايد در برهه اي از زمان ، وضعيت احتماعي واقتصادي و فرهنگي ايجاب مي نمود كه قانونگذاران نظر مشهور فقها را در قانون مدون مورد پذيرش قراردهند و از آن تبعيت نمايند. اما امروزه كه ساختار اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي تغيير مكان نموده و چرخ اقتصادي از روستاها تا شهرها به دست تواناي زن نيز به گردش در ميآيد و زن دوشادوش مرد اقتصاد خانواده و اجتماع را راهبري نموده و بازده اقتصادي او حتي در برخي از موارد و در برخي مشاغل بر مردان ترجيح دارد، چگونه مي توان برخي از قوانين را كه با مقتضيات امروزجامعه ما تطابق ندارد مورد پذيرش و توجيه قرار داد؟
ج ) اموالي كه زوجه از آن ارث نمي برد : درقانون مدني ايران زن از تمام اموال همسرش ارث نمي برد در حاليكه شوهر از تمامي تركه همسر خود ارث مي برد. در ماده 946 قانون مدني چنين ذكر مي شود: »زوج از تمام اموال زوجه ارث مي برد ليكن زوجه از اموال ذيل : 1- از اموال منقول از هر قبيل كه باشد. 2- از ابنيه و اشجار»
در بند اول زن و مرد مشتركاً از اموال منقول يكديگر ارث مي برند اما در بعد اموال غير منقول تفاوت كلي اين دو جنس در ارث دارند كه اختصاراً به آن اشاره مي گردد : اگرمردي داراي زميني باشد كه در آن درخت و ساختمان احداث نموده باشد، پس از مرگ او عيالش از زمين (عرصه) به هيچ وجه ارث نمي برد و حق تصرف ندارد بلكه از درختان و ساختمان ارث مي برد. آن هم نه عين آنها بلكه از قيمت بنا و درخت ارث مي برد. به عبارتي يك هشتم يا يك چهارم فرض زن را از قيمت بنا پس از ارزيابي، محاسبه و به زن پرداخت مي كنند . اين محروميت زن ريشه در فرهنگ گذشته دارد و مبتني بر فرهنگ و سنن قبيله اي و قومي بوده است. زني كه از قبيله اي به قبيله ديگر به عنوان عروس برده ميشد پس از مرگ شوهر بايد به قوم و قبيله خود باز مي گشت و اين بازگشت با ارث بردن زن از زمين و عين اعياني مغايرت داشت. همچنين بر اساس تعصبات خانوادگي و فاميلي گذشته استوار است كه اگر زن ازدواج مجدد نمايد ومرد بيگانه رابه خانه شوهر متوفي وارد كند، اين امر بر خانواده شوهر متوفي گران و سخت خواهد آمد. در گذشته زمين بدون اعياني و آب و درخت ارزش امروز را نداشت و با توجه به قلت جمعيت و وسعت زمين ارزشي بر آن مترتب نبود. اما امروز با توجه به كثرت و رشد جمعيت زمين ارزش فراواني نسبت به بنا و درخت يافته است در حاليكه زوجه از اين ميراث گرانبها به طور كلي محروم است. در خصوص محروميت زن از زمين، فقها نظرات متفاوتي ارائه نمودهاند : 1- شيخ مفيد و ابن ادريس دامنه محروميت را محدود كرده و معتقدند كه زن از اراضي مزروعي و باغ ومزرعه ارث مي برد . مرحوم آيت الله بروجردي را مي توان طرفدار اين عقيده دانست. 2- سيد مرتضي وابن زهره معتقدند كه زن از عين زمين و ساختمان ارث نمي برد اما قيمت آنها را بايد به او بدهيم . 3- مرحوم محقق و شيخ طوسي و شهيد ثاني معتقدند اگر براي زوجه از متوفي فرزندي باشد از همه اموال، مزرعه، باغ، خانه و زمين به او داده مي شود . 4- بنا به روايت عبيد بن زراره و فضل بن ابي العباس از امام صادق و روايت اسكافي ( ابن الجنيد) زن از تمامي تركه شوهر ارث مي برد. 5- از بين متأخرين، لاهوتي صاحب بدايع الاحكام معتقد است نظر به عموم آيه و بعضي از اخبار ، منع زن از ارث زمين مشكل است. 6- نظر ديگر قول مشهور فقها و عموم فقهاي معاصر كه معتقدند زن از عرصه مطلقاَ ( زمين مسكوني و مزروعي ) ارث نمي برد ( نه از قيمت و نه از عين ) از ساختمان و درخت هم ارث نمي برد بلكه قيمت آن را بايد به او داد . اين نظرات مستند به روايت نقل شده عمدتاَ از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) مي باشد و قانون مدني در مواد 946 و 947 از اين نظر پيروي نموده است . علي رغم نظرات فقها در محدود بودن ارث زن و تخصيص آن در قرآن كريم كه مهمترين منبع حقوق اسلام است زن نيز مانند شوهر از تمام تركه ارث مي برد و محدوديت وتخصيص به آن وارد شده است . در آيه 12 از سوره نساء به صراحت مي فرمايد : »و لكم نصف ما ترك … فلكم الربع مما تركن … » سهم شما مردان از تركه زنان نصف است ( در صورت نداشتن فرزند ) و ربع از تركه خواهد بود ( اگر فرزند باشد ). و با همان لحن و عبارت براي زن مي فرمايد : « … ولهن الربع مما تركتم … فلهن الثمن مما تركتم … » وسهم ارث زنان يك چهارم تركه شما مردان است ( اگر فرزند نباشد ) و يك هشتم خواهد بود ( چنانچه فرزند داشته باشد ). در آيه مذكور كه حكم سهم الارث زن و شوهر بيان مي شود براي ارث زن و شوهر از اطلاق واژه «ما ترك» براي هر دو استفاده گرديده است. و از ظاهر آيه بر مي آيد كه سهم الارث زن از مطلق ماترك شوهر مي باشد و محدوديت ندارد. با اينكه محدوديت و محروميت ارث زوجه از دارايي شوهر موافق نص صريح قرآن نمي باشد شايد در زمان ومكان خاص خود قابل قبول و ارزشمند بوده است. اما امروزه چه كسي مي تواند نقش محوريت زن را در خانواده، اجتماع و اقتصاد منكر گردد. در جهان صنعتي امروز زن نقش مهمي دراقتصاد و توليد دارد. زن امروز بر خلاف زن گذشته ديگر يك مصرف كننده نيست بلكه توليد كننده و پيشرفت دهنده است . فعاليت زن در عرصه اقتصاد، فرهنگ، اجتماع، نظام حقوقي سابق را بر هم مي زند و حكومتها و دولتها بايد خواسته ها و توقعات بجاي زنان را كه تساوي و عدالت در حقوق مي باشد مورد توجه قرار دهند و كرامت و عزت زن امروز را كه جامعه و دولت نيازمند ايفاي نقش فعال او در همه زمينه ها مي باشد مورد پذيرش و باور قرار دهند. تحولات صنعتي و سنتي و اطلاق عمومي و باورهاي نسبي در مورد توانمنديهاي زنان، نيازمند تحولات عظيم در قوانين به خصوص قانون ميراث زن در برابر شوهر است. انديشه و استنباط فقهاي گذشته در طول تاريخ شيعه و اجتهاد مورد تكريم و سرمايه فرهنگي ملي مي باشد و امت شيعه پاي بند آن انديشه هاست اما اين وفاداري و اعتقاد مانع از اجتهاد نو و فتاوي جديد نمي باشد. حضرت امام مي فرمايند: »اين جانب معتقد به فقه و اجتهاد جواهري هستم و تخلف از آن را جايز نمي دانم ،اجتهاد به همان سبك صحيح است ولي اين بدان معنا نيست كه فقه اسلام پويا نيست. زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند.»
منابع :
1- ترجمه تفسير الميزان – جلد 4 استاد علامه طباطبايي. ترجمه سيد باقر موسوي همداني، چاپخانه دفتر انتشارات اسلامي
2- لمعه دمشقيه، جلد دوم- شهيد اول – انتشارات دارالفكر 1377
3- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
4- قانون مدني
5- قانون مدني درنظم حقوق كنوني – دكتر ناصركاتوزيان
6- شفعه، وصيت، ارث – دكتر ناصر كاتوزيان – چاپ چهارم، زمستان 1382
7- ارث – دكتر مهدي شهيدي
بررسي ميراث زوجه در حقوق اسلام و ايران – دكترحسين مهرپرور
+ نوشته شده توسط حسام حسن نتاج در چهارشنبه بیستم دی 1385 و ساعت
10:5 قبل از ظهر |